چكيده:
در مسير رشد تكنولوژي ديجيتال، تجهيزات ميكروپروسسوري جايگزين تجهيزات الكترومكانيكي مي شوند. اين تجهيزات هوشمند از توانائي و امكانات بسيار زيادي نسبت به تجهيزات الكترومكانيكي برخوردارند. در مقوله پست های برق سهولت تبادل ديتا بين تجهيزات و پست ها، مقدمات يك سيستم اتوماسيون كاملاً توزيع شده را فراهم نموده است. با عنايت به روند رو به رشد و سريع تكنولوژي اتوماسيون، در اين مقاله به طور مختصر به پديده اتوماسيون، ظهور آن در صنعت برق، مزايا، معايب و چالش هاي پيش روي پست های انتقال در این زمینه خواهيم پرداخت.
مقدمه:
در جهان امروز اتوماسيون عرصه هاي مختلفي را تحت پوشش قرار مي دهد. سهولت كار، انجام عمليات پيچيده، انعطاف پذيري، ايمني، صرفه جويي در مصرف انرژي، حفظ محيط زيست و آسايش از دستاوردهاي مفيد اتوماسيون است.
در دهه اخير رشد فن آوري تجهيزات الكترونيكي باعث شده است كه سازندگان تجهيزات پست، محصولات خود را به صورت هوشمند تر ارائه نمايند تا بتوانند با مخابره اطلاعات، امكانات و بستر مناسبي را برای ايجاد يك سيستم اطلاعاتي و تصميم گيري در پست فراهم کنند.
با ظهور نسل هوشمند تجهيزات كنترل و حفاظت پست، شرکت های برق منطقه اي كه مشتريان هميشگي اين تجهيزات هستند و سالانه هزينه هاي سرسام آوري را برای توسعه شبکه های انتقال صرف خريد اين تجهيزات مي نمايند، با مسائل مختلفي مواجه شدند.
شرکت های پيشگام در زمينه ساخت اين تجهيزات، از يك سو همگام با رشد تكنولوژي، برخي از محصولات نسل قديمي خود را از چرخه توليد خارج شده، شرکت های برق منطقه اي سالانه به دفعات با ليست تجهيزاتي مواجه مي شوند كه از ليست توليد يا خدمات پشتيباني خارج مي شوند و از سوي ديگر شرکت های مزبور با رويكرد سريع خود اقدام به توليد تجهيزات نسل نوين نمودند كه داراي قابليت هاي كاملاً متفاوتي با نسل قديم هستند.
بدين ترتيب شرکت های برق منطقه اي خواسته يا ناخواسته پذيراي تكنولوژي نوين پست ها هستند. اين تجهيزات علي رغم ويژگي هاي بسيار خود، چالش هائي را به همراه داشته است كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت.
چیست ؟ DCS
در پست های انتقال، DCS مخفف کلمه distributed control system ( سیستم کنترل گسترده ) میباشد و منظور ازآن این است که کلیه مراحل کنترل، مانیتورینگ، و فرمان توسط یک یا دو سرور اصلی که به صورت مستقل عمل می نمایند انجام میشود . این سرورها station level را می سازند و در این محیط کلیه تجهیزاتی که به سیستم DCS متصل میشوند تعریف میگردند .
اتوماسیون (AUTOMATION)
اتوماسیون به معنای کنترل و هدایت یک دستگاه به صورت خود کار است و مشخصه سیستم هایی است که تصمیم برای انجام فعالیت یا فعالیت هایی به جای انسان توسط دستگاه های خودکار صورت می پذیرد. بدین معنی که ابزارهای کنترلی مثل کامپیوتر و ابزار مکانیکی مثل رباط یا ماشین های الکتریکی جایگزین قدرت تفکر و نیروی انسانی می شوند. مساله اتوماسیون زمانی مطرح می شود که به انجام کاری به صورت مکرر، نظارتی مستمر و دقیق، فعالیتی خطر آفرین و یا کارهایی با دقت یا سرعت فوق العاده زیاد نیاز داریم.
به عبارت دیگر هنگامی که انسان در فعالیتی احساس ضعف و ناتوانی می کند، با استفاده از ابزار کنترلی و مکانیکی و بایاری جستن از اتوماسیون، بر مشکل خویش فایق می آید. به همین دلیل پدیده اتوماسیون در بخش صنعت اهمیتی فوق العاده دارد و توجه ویژه به آن باعث شده به سرعت گام در راه تکامل نهاده و بیش از پیش بخش های زندگی انفرادی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار دهد.
اتوماسیون در صنعت
به دلیل اینکه در بخش صنعت با محصولات بسیار متنوع و با فرایندهای بسیاری روبرو هستیم، لذا در این بخش اهداف اتوماسیون دارای جنبه های متفاوتی است. مثلا در صنایع تولیدی افزایش کیفیت محصول و انعطاف پذیری خط تولید ( به این معنی که برای تغییر محصول مجبور به تغییر تمامی خط تولید نباشیم ) اهداف عمده اتوماسیون هستند. در صنایع اتمی و شیمیایی به دلیل وجود محیط های آلوده و خطرناک برای پرسنل، هدف اصلی از اتوماسیون حفظ جان انسان است.
اتوماسیون در سطح مدیریتی، به ویژه به کمک دستگاه های کامپیوتری این امکان را فراهم نموده است تا به سرعت اطلاعات لازم جمع آوری و هماهنگ سازی و نمایش داده شوند و با تجزیه و تحلیل اطلاعات راهکارهای جدید به وجود آید.
در اوایل دهه 1960 ادوات و کنترلرهای الکترونیکی که از سرعت و دقت زیاد و حجم کمی برخوردار بودند پا به عرصه صنعت نهادند. طولی نکشید که کامپیوترهای دیجیتال که توانایی پردازش متغییرهای ورودی را داشتند، جایگزین کنترلرهای الکترونیکی شدند. با ظهور کامپیوتر، سیستم کنترلی
(Direct Digitl Control) به وجود آمد. این سیستم شامل یک کامپیوتر مرکزی بود که تمام متغیرهای کنترلی از طریق ورودی ها و دستورات صادره اپراتور از طریق صفحه کلید به آن وارد و مطابق برنامه کنترلی تعریف شده، این اطلاعات پردازش و دستورات لازم صادر می شد. اشکال این سیستم محدودیت ورودیها، کاهش سرعت و کارایی کامپیوتر با توجه به حجم عظیم اطلاعات و از کار افتادن کل سیستم کنترلی در صورت خرابی کامپیوتر مرکزی بود.
سیستم کنترلی DCS (Distrubuted Contrlos System) در واقع تکمیل شده سیستم کنترل مرکزی یا همان DDC است. بدین معنی که سطوح کنترلی در آن بیشتر و به صورت توزیع یافته در بخش های مختلف سیستم است. در سیستم DCS از کار افتادن هر یک از قسمت های کنترل تاثیر آنچنانی بر پروسه کنترل نداشته و حتی با از کار فتادن سطوح بالا، سطوح پایین می توانند کار کنترل را ادامه دهند.
سیستم کنترلی FCS (Fielbus Control System ) جدیدترین تکنولوژی سیستم کنترل در دنیا است که بعد از DCS به بازار آمده است. سیستم FCS دارای قابلیت های کنترلی زیادی است ضمن اینکه تجهیزات بکار رفته در آن نسبت به سیستم DCS از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و در کارخانجات وسیع و عظیم که از دستگاه های بی شماری برخوردارند بکار برده می شود.
ظهور اتوماسیون در صنعت برق:
وسایل الکترومکانیکی، که زمانی وظیفه حفاظت و کنترل را در سیستم های انتقال ایفا کردند، دارای ضعف هایی بودند که موارد عمده آن عبارت بودند از: عدم امکان ذخیره داده ها، عدم امکان ثبت وقایع و حوادث، عدم امکان چک کردن خود و عدم امکان ارتباطات مخابراتی وسیع.
در دهه 70 میلادی با پیدایش میکرو پروسسور، وسایل الکترومکانیکی جای خود را به وسایل الکترونیکی دادند. رله های الکترونیکی در مسیر پیشرفت و تکامل خود تبدیل به رله های الکترونیکی هوشمند یا (Intelligent Electoronic Device) IED شدند.
سالها پس از بکارگیری سیستم های کنترلی توزیع شده در صنایع بزرگ و پر اهمیتی نظیر صنایع نفت و گاز و یا نیروگاه های تولید انرژی، بنظر می رسد که اکنون سازندگان و بهره برداران صنعت برق جهت گیری خود را بسوی بکارگیری این تکنولوژی در پست های انتقال و توزیع آغاز نموده اند.DCS مخفف کلمات Distributed Control System است و در برخی از کتابهای فنی به جای کلمه Distributed کلمه Digital نیز بکار می رود و همانگونه که پیشتر گفته شد به معنای سیستم های کنترلی توزیع شده یا گسسته است.
به عبارتی در سیستم DCS بخش نظارتی (و حفاظتی) که مجموعه ای از IED ها است، به صورت توزیع شده در بخش های مختلف سیستم بکار گرفته می شود. صرفنظر از اینکه شرکت های برق چه نوع دیدگاهی در خصوص تکنولوژی DCS دارند، بنا به دلایل عمده ذیل می توان به صراحت گفت که مجبور به پذیرش این تکنولوژی هستند. اولا تجهیزات کنترلی قبلی توسط سازندگان آن تولید نمی شود و به ناچار باید با بازار تولید و تکنولوژی جدید هماهنگ شد.
ثانیاً تکنولوژی و اطلاعات مهندسی روز را باید انتقال داد و نیروی متخصص تربیت نمود. ثالثاً قابلیت ها و امکانات فراوانی که در تجهیزات نوین وجود دارد و هزینه زیادی که برای خریداری آنها پرداخت می شود، موجب می شود تا نهایت استفاده از این قابلیت ها به عمل آید. رابعاً برای رقابت مهندسی برق با سطح بین المللی و بازارهای جهانی لازم است به تکنولوژی نوین مجهز شد.
تاریخچه ی پست های DCS در ایران:
اولين پست DCS در ايران مربوط به پست 63/230 كيلو ولت پرديس (شرق تهران )است كه تجهيزات آن از شركت ALESTOM ( AREVA ي كنوني ) در سال 1380 به بهره برداري رسيد. سپس پست های نيروگاهي كازرون، آبادان، دماوند و هرمزگان با تجهيزات شركت SIEMENS در سال1381 به بهره برداري رسيدند. پست های دانيال، سوادكوه و اهواز 3 با تجهيزات شركت ABB در سال 1385 به بهره برداري رسيدند. هم اكنون در سطوح مختلف ولتاژي دهها پست با سيستم DCS در حال ساخت هستند و تمام شرکت های برق منطقه اي در حال بهره برداري و احداث پست DCS هستند.
ساختار کلی پست های انتقال:
مهمترین مشخصه پست های Conventional یا اصطلاحاٌ سنتی این است که اولاً کلیه ارتباط های میان تجهیزات بیرونی یا همان تجهیزات موجود در محوطه ایستگاه از طریق کابل مسی انجام می شود، ثانیاً تجهیزاتی که وظیفه نظارت و کنترل را برعهده دارند و بر روی تابلوی کنترل و حفاظت نصب می شوند به صورت الکترومکانیکی پیاده سازی می شوند، ثالثاً تمامی منطق های کنترلی و عملکردهای کنترلی به صورت سخت افزاری اجرا می شود و از همدیگر مستقل هستند.
ساختار سیستم:
- اتوماسیون (کنترل در سطح بی و ایستگاه)
- کنترل و مدیریت ( سرورها)
- واسطه بین انسان و ماشین
- سیستم تشخیص دهنده خطا، آلارم و اطلاعات هشدار دهنده (رله ها)
- شبکه اتصال دهنده ( کابلها، فیبر نوری، و سوئیچ ها)
مهمترین عملکردهای یک سیستم Conventional را می توان به 9 دسته تقسیم نمود، که شامل:
- حفاظت تجهیزات فشار قوی
- کنترل عملکرد تجهیزات فشار قوی
- پیاده سازی منطق مناسب برای عملکرد صحیح تجهیزات (interlock )
- ثبت وقایع و حوادث
- نظارت بر وضعیت عملکرد سیستم فشار قوی و ارائه هشدارهای لازم
- عملیات سنکرونایزینگ کلید قدرت
- ثبت مقادیر واقعی
- جمع آوری اطلاعات آماری برای تهیه جداول بهره برداری و تجهیزات و ارتباط با پست های مرتبط ودیسپاچینگ
- ارتباط با مراکز بالا دست و نظیر دیسپاچینگ و یا نیروگاهی
ساختار کلی پست های DCS
سیستم کنترل توزیع یافته (DCS) شامل مجموعه ای از IED هاست که با استفاده از میکرو پروسسور و پورت های مخابراتی با همدیگر ارتباط دارند. IED ها قادرند داده ها و فرمان های کنترلی اصلی شامل مانیتورینگ، کنترل و اتوماسیون، ذخیره سازی و آنالیز داده ها را تبادل نمایند و به تجهیزات بالا دست خود ارسال کنند.
یکی از تفاوت های عمده پست های DCS و پست های Conventional در سطوح ولتاژ 400 و 230 کیلوولت این است که تابلوهای کنترل و حفاظت از حالت متمرکز خارج و تابلوهای مربوط به هر بی (Bay) در اتاق های موسوم به (Bay Control Room) BCR توزیع می شوند. زياد بودن تعداد پست های فوق توزيع، اهميت بالاي فاكتور اقتصادي، ابعاد كمتر اين پست ها كه موجب اشراف اپراتور به تمام تجهيزات بيروني مي شود، كم بودن تعداد كابل ها و كوتاه بودن مسيرهاي كابل كشي با عث شده تا از لحاظ بهره برداري و اقتصادي پست های فوق توزيع فاقد BCR شوند.
سیستم کنترل پست های DCS بطور کلی دارای چهار سطح یا لایه کنترلی است. اولین لایه مربوط به سطح عملکرد (Process Level) است. مجموعه تجهیزات فشار قوی مستقر در سوئیچگیر سطح کنترلی عملکرد را تشکیل می دهند. این عملیات کنترلی توسط واحدهای پردازشگر هوشمند یا IED انجام می شود.
لازم به توضیح است که در حال حاضر در این سطح تجهیزات IED برروی تجهیزات فشار قوی مثل بریکر، دیسکانکت، ترانس جریان، ترانس ولتاژ و ترانس قدرت مورد استفاده قرار نمی گیرد و کماکان به صورت Conventional عمل می شود. دومین سطح کنترلی مربوط به سطح بی (Bay LEVEL) است. در این سطح به ازای هر فیدر و یا چند فیدر یک واحد کنترل بی BCU (Bay Control Unit ) در نظر گرفته می شود.
BCU ها در BCR ها قرار دارند و وظیفه دریافت، پردازش و ارسال اطلاعات بی را برعهده دارند. همچنین ثبت وقایع و حوادث دریافت، محاسبه و ارسال پارامترهای الکتریکی، فراهم کردن امکان کنترل تجهیزات فیدر از BCR عملیات سنکرونایزینگ، دریافت پالس همزمانی، عمل نمودن به صورت واسطه هوشمند بین سطح عملکرد و سطح ایستگاه (Station Level) و ارتباط با BCU های مجاور نیز در سطح کنترلی انجام می شود.
سطح ایستگاه (Station Level) سومین سطح کنترلی است. این سطح کنترلی در اتاق کنترل مرکزی ایستگاه صورت می پذیرد. هسته مرکزی نرم افزار اتوماسیون در این سطح قرار دارد. وظیفه اصلی این سطح ارتباط با اپراتور مرکز بالا دست، دریافت و توزیع سیگنال های همزمانی، مدیریت شبکه کنترلی کنترل بار ذخیره سازی اطلاعات و پردازش کلی اطلاعات مربوط به بی ها است. تجهیزات مرکزی کنترلی شامل PRINTER , FRONT END , STARCOVPLER, ROUTER & MODEM , GATEWAY & PROTOCOL CONVERTOR,GPS ,LAN,HUB,HMI,SERVER در این سطح قرار می گیرند. آرایش تجهیزات کنترلی در سطح ایستگاه ممکن است به صورت توپولوژی خطی، ستاره ای یا حلقوی باشند و همین امر جزو عوامل تفاوت سیستم DCS پست ها است. چهارمین سطح کنترلی مربوط به سطح شبکه (NET WORK LEVEL) است. این سطح مربوط به ارتباط پست با پست های مجاور، بالا دست و مراکز دیسپاچینگ است. لازمه برقراری این ارتباط این است که بتوان ارسال و یا دریافت اطلاعات را با توجه به تنوع پروتکل های ارتباطی و آرایش های مختلف سیستم DCS بطور کامل و منطق برقرار نمود.
ساختار سيستمهاي اسكادا Supervisory Control And Data Acquisition
SCADA مخفف Supervisory Control and Data Acquisition، به معني سيستمهاي كنترل و سرپرستي داده، امروزه به طور گسترده در صنايع مختلف از جمله صنايع نفت و گاز، پتروشيمي، و برق آبي، براي سرپرستي داده هاي صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد. سيستم اسكادا، امكان مانيتور كردن و كنترل پروسسهايي كه در سايتهاي دوردست قرار گرفته اند را به اپراتور مي دهد. يك طراحي خوب سيستم اسكادا، با حذف نياز بازرسي مكرر پرسنل از سايتها، باعث صرفه جويي زيادي در وقت و هزينه مي گردد. در سالهاي اخير، اين سيستمها از نظر كاربري، قابليت گسترش، و كارايي پيشرفتهاي چشمگيري نموده و حتي براي پيچيده ترين سيستمهاي كنترلي، مانند آزمايشهاي فيزيكي، نيز گزينه اي بسيار مناسب به شمار مي روند.
در سالهاي اخير با گسترش مفهوم شبكه، و استفاده گسترده از آن در ساختار مخابراتي سيستمهاي اسكادا، امنيت اين سيستمها به مسئله مهمي تبديل شده است. در بخشهاي آتي ضمن بررسي اين مسئله، راهكارهاي عملي كلي براي مقابله با خطرات و آسيب پذيري ها، و همچنين پيشنهادات جزئي و دقيقتر براي ارتقاء امنيت سيستمهاي اسكادا آورده شده است. در پايان نيز پس از خلاصه و نتيجه گيري پيشنهاداتي چند براي بهبود سيستمهاي اسكاداي فعلي، و آينده آمده است.
اميد است اين پروژه گامي به سوي بهبود و ارتقاي كارايي و كيفيت سيستمهاي كنترل در صنايع برداشته، و مقدمه اي براي انجام تحقيقات و پيشرفتهاي آتي باشد.
مجتمع كردن اتوماسيون پستها
در دهه 70 ميلادي، با پيدايش ميكرو پروسسور، سازندگان تجيهزات (پستها) سعي كردند وسايل الكترومكانيكي را با وسايل نيمه هادي مجهز به ميكروپروسسور جايگزين كنند. اين وسايل در صنعت به نام وسايل الكترونيكي هوشمند (IED) شناخته شدند. IED قابليتها و تواناييهاي اضافي به وسايل افزودند نظير تشخيص خطا وچك كردن خودشان، داشتن رابطهاي مخابراتي و قابليت ذخيره داده ها و وقايع سيستم. همچنين IEDها باعث شدند تا وسايل تكراري، حذف شوند چون قابليت چندكار را داشتند.
مجتمع كردن سيستم كنترل ايستگاهي (به هم پيوستن تمام IEDها به يك سيستم كنترل مجتمع پست (ISCS)) باعث كم شدن هزينه سيمكشي،ارتباط، نگهداري و بهرهبرداري ميشود و كيفيت برق و قابليت اطمينان آن را افزايش ميدهد.با تمام اين مزايا ISCS در آمريكاي شمالي پيشرفت چشمگيري نداشته و يكي از دلايل عمده آن اين است كه رابطهاي سختافزاري و پروتكلها براي IED ها استاندارد نشدهاند. البته زمان زيادي براي وضع استانداردها براي IEDها صرف شده است اما عليرغم فوري بودن اين مساله هنوز توسط صنايع، استاندارد مشخصي پذيرفته نشده است.
برخي استانداردها در اين زمينه عبارتندا(UCA2.0)،Profibus (از IEC) و (DNP 3.0).
به جاي استفاده از يك سختافزار جانبي و يك پروتكل براي هر IED، ميتوان از gateway استفاده كرد. gateway به عنوان يك مبدل پروتكل عمل ميكند. با استفاده از gateway ميتوان IEDهاي شركتهاي مختلف را به هم مربوط كرد.
مثلاً رلههاي حفاظتي از يك شركت، سيستم مانيتورينگ از شركت ديگري سيستمهاي PLC از شركت ديگري باشد.موضوع مهمي كه در مجتمع كردن IED در يك سيستم كنترل دستگاهي بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بسياري از IEDها تنها داراي يك پورت ارتباطي هستند و موقع ارسال فرمان توسط كاربر يا عامل به IED، دادههاي ديگر براي IED قابل دسترس نيستند. اين وضعيت براي حالتي كه اين دادهها براي عمليات زمان حاضر لازم باشند، يك وضعيت بحراني است. سيستم بايد بتواند اين شرايط را تشخيص داده و به ديگر عاملان سيستم اعلام كند.
درحال حاضر بسياري از سازندگان IED محصولات خود را با دو پورت (ورودي – خروجي) توليد ميكنند تا ازاين مشكل جلوگيري شود.
در ISCS نياز به يك شبكه ارتباطي داريم و شبكه محلي (LAN) توپولوژي مناسبي است. در يك شبكه محلي سرعت مسير ارتباطي بايد بالا باشد. براي حفاظت ايستگاه، زمان انتقال بايد 2تا 4 ميليثانيه باشد و بايد زمان انتقال بدترين حالت، محدود و قابل پيشبيني باشد. (دقت در حد ميلي ثانيه بندرت در پروتكلهاي LAN سطح بالا رعايت ميشود). LAN بايد قابليت سنكرون كردن را داشته باشد. اين يك قابليت حياتي براي سيستمهاي امروزي است تا بتوانند حوادث گذشته را تحليل كنند و ترتيب اتفاقات (متوالي) در يك سيستم را مشخص كنند.
رابطه انسان و ماشين شايد مهمترين قسمت در كل ISCS باشد. اطلاعات بايد به صورت واضح و با يك روش مناسب، بدون هيچ خطا و ابهامي براي كاربر بيان شود. در حال حاضر PC براي اين كار انتخاب شده است.
آنچه سرمايهگذاري براي ISCS را توجيه ميكند اين است كه بتواند از نرمافزارهاي نگهداري و بهرهبرداري به خوبي استفاده كند. نرمافزارهاي در دسترس يا در حال توسعه تحت اين عناوين طبقهبندي ميشوند:
– براي افزايش بازدهي نظير كاهش VAR متعادل كردن بار فيدر و بار انتقالي
– براي قابليت اطمينان نظير تشخيص خطا، مديريت بار و كليدزني خازنها و بار انتقالي
– براي كاهش نگهداري سيستم نظير ثبت ديجيتالي خطاها و ضبط ترتيب حوادث و وقايع
– پيشبيني قانونمند نگهداري سيستم كه اين مورد هنوز يك فنآوري نوظهور است.
– در ISCS به دليل قابليت اطمينان بايد سيستم تغذيه مجهز به UPS باشد و وسايل و تجهيزات حياتي از پشتيبان همزمان و موازي برخوردار باشند. (Redundancy)
سيستمهاي كامپيوتري اتوماسيون پستها حداقل ازپنج سال پيش، نصب شدهاند. براي پاسخگويي به برخي مسائل نظير ايمني كاركنان كه باطيف وسيعي از تجهيزات برقي سروكار دارند. افزايش بازده كاري و صرفهجويي در سرمايه باعث شده تا بسياري از شركتها به سيستمهايي با رابط تصويري (CRT) براي كاربران رو بياورند.
(Person Machine Interface) PMI براي كاربران به عنوان يك جايگاه عملياتي است تا هم شرايط پستها را نظارت كنند و هم از طريق آن عمليات معمول يا اضطراري مربوط به كليدها را انجام دهند. در حقيقت PMI تنها قسمتي از يك سيستم كنترل مجتمع اتوماسيون يك پست برق است و ساير قسمتها عبارتند از:
وسايل الكترونيكي هوشمند IED، شبكههاي ارتباطي، سايتهاي كامپيوتر و سيستمهاي عامل.
در اين مقاله مزايا و معايب واقعي و پيشنهادي PMI بررسي و چگونگي به كارگيري ومجتمع كردن تكنولوژيهاي قسمتهاي مختلف و روش رفع موانع آن در يك سيستم كنترل پست برق تحليل ميشود.
حركت به سمت استفاده بدون خطر از تجهيزات به خاطر اينكه هر وسيله، مشخصات فني خاص خود را دراد و صنعتبرق در بسياري از جاها با طيف وسيعي از تجهيزات برقي مربوط به سالهاي مختلف روبروست و به لحاظ ايمني كاركنان عملياتي سيستم، به خصوص در محدوده پستها، اين كاركنان تنها روي چند وسيله محدود كار ميكنند (تا خوب به آن مسلط باشند). اين مساله باعث ميشود كه قابليت انعطاف سيستم اداري كاركنان كم شود، يعني شرايط استخدام مشكلو هزينه آموزش و تربيت نيروي ماهر زياد ميشود. پيشبيني ميشودكه پيشرفت شغلي آن دسته از كاركناني كه آموزشهاي اضافي (و به روز) ميبينند، محدود شده و اين باعث افزايش خطرپذيري آنها در كارهاي عملياتي شود.
برخي شركتهاي برق براي انجام عمليات در محوطه پست ها، يك PMI در اختيار كاركنان قرار مي دهند تا كاركنان بتوانند از طريق آن به قطعكنندهها، ترانسفورماتورها و ساير تجهيزات فرمان قطع و وصل بدند. PMI اپراتور را از حركت در اطراف پست بينياز ميكند و در نتيجه خطراتي كه متوجه افراد است ر ا كاهش ميدهد.
مزاياي واقعي:
به خاطر هزينه زياد تجهيزات و (معمولاً) رشد كم تقاضاي (مصرف) سيستم، كمتر اتفاق ميافتد كه تجهيزات دو پست كاملاً يكسان باشد. بنابراين اگرتجهزات از سازندگان مختلفي تهيه شوند كه تكنولوژي، رابطها و پيكربندي وسايل آنها با يكديگر اختلاف داشته باشد، امري عادي است. حتي براي تجهيزات يكسان، تنظيمهاي عملياتي (مانند محدودكنندههاي بار و تنظيمهاي حفاظت) براي هر وسيله به صورت اختصاصي تنظيم مي شود. در نتيجه به خاطر ايمني كاركنان عملياتي سيستم، به خصوص در محدوده پستها، آنها تنها روي جند وسيله محدود كار ميكنند (تا خوب به آن مسلط باشند). PMI اپراتور را از حركت در اطراف تجهيزات بينياز ميكند و در نتيجه خطرات را كاهش ميدهد اين بحث در سالهاي آينده يكي از مباحث مهم ايمني و سلامت شغلي است. به خصوص در پستهاي قديمي كه قطعكنندههاي مدار براي فرونشاندن قوس ناشي از قطعكنندهها، امكانات كافي ندارند.
با بالا رفتن سرعت و صحت عمل كاركنان، شركتها ميتوانند از كاركنان خبره در قسمتهاي ديگر سيستم نيز استفاده كنند و بازده كاري افراد بالا ميرود.
تابلوهاي mimic كه فنآوري قبلي مورد استفاده در پستها بود، دو اشكال اساسي دارند. يكي اينكه آنها از تعداد زيادي اجزاي جداگانه تشكيل شده است كه نياز به نگهداري زيادي دارد. ديگر اينكه اضافه كردن يك نمايشگر يا كنترلكننده به سيستم خيلي پرهزينه است.
PMI اين معايب را ندارد، ميزان خرابي نرمافزار و سختافزار مربوط به آن (پس از نصب و آزمايش) خيلي كم است. تنها قسمتي كه احتمال بيشترين خرابي را دارد صفحه نمايش است. اما چون در مواقعي كه استفاده نميشود معمولاً خاموش است. در مقايسه با صفحات نمايش با كاربردهاي معمول، عمر بيشتري دارد. همچنين در مقايسه با روش تابلو mimic از نظر فضا صرفهجويي زيادي دارد و اگر براي اتوماسيون يك پست جديد از اين روش استفاده كنيم. از نظر كار ساختماني نيز صرفهجويي اساسي ميشود. با واگذاري عملياتهايي نظير تنظيم ولتاژ ترانسفورماتور و مديريت بار به نرمافزار، كاهش بيشتري در تعداد تجهيزات امكانپذير ميشود. كمتر شدن تجهيزات نظارت و كنترل به معني كاهش هزينههاي نگهداري است.
اتوماسيون پستهاي مبتني بر نرمافزار، ميتواند فرصت خود چك كردن و تشخيص خطاي قابل ملاحظهاي را فراهم كند. مثلاً اشكالات ولتاژ را تشخيص دهد و به ساير اپراتورهاي محلي يا دورتر اعلام كند. از ديگر امكانات PMI بيان راحت و ساده امكانات تصويري مانند طرح و صفحه تصوير رنگها، قلمها، نشانههاي تجهيزات و متحركسازي (برخي فرايندهاي سيستم) است.
اپراتورهاي پستهاي امروزي، ممكن است فردا اپراتورهاي مركز كنترل باشند، لذا كار روزمره با PMI حداقل فايدهاي كه براي شركت و خود او دارد، آمادگي بيشتر براي آموزشهاي آينده است. اپراتورهاي پستهاي امروزي، ممكن است فردا اپراتورهاي مركز كنترل باشند. لذا كار روزمره با PMI حداقل فايده اي كه براي شركت و خود او دارد. آمادگي بيشتر براي آموزشهاي آينده است. اپراتورهاي پست هاي امروزي، ممكن است فردا اپراتورهاي مركز كنترل باشند. لذا كار روزمره با PMI حداقل فايده اي كه براي شركت و خود او دارد آمادگي بيشتر براي آموزشهاي آينده است.
در بعضي از سيستمها، ميتوان در يك زمان اطلاعات سيستم را هم به سيستم محلي و هم به ايستگاه مركزي ارسال كرد. در اين حالت ايمني ذاتي سيستم به خاطر اينكه دو اپراتور به اطلاعات يكساني از سيستم دسترسي دارند بيشتر ميشود. البته دو اپراتوري بودن سيستم همهجا مناسب نيست. پارامترهايي مانند مباحث كاري، ظرفيت و انعطافپذيري ايستگاه اصلي و نرمافزار ايستگاه فرعي، پروتكل ارتباط و محدوديتهاي باند فركانسي مهمترين مباحثي هستند كه در هر وضعيت و حالتي بايد موردتوجه قرار گيرد.
معايب:
با گسترش ايستگاههاي كامپيوتري، شركتها مجبورند افرادي را كه توانايي نگهداري و ايجاد سيستم (يا حداقل توانايي تغيير پيكربندي سيستم) PMI را دارند به كار گيرند. افرادي با اين مهارتها طبيعتاً خيلي ماندگار نيستند و اين در درازمدت ممكن است به يك مشكل تبديل شود و شركتها مجبور شوند از افراد يكديگر به صورت نوبت كار استفاده كنند.
PMI برخي هزينههاي كوچك به سيستم تحميل ميكند نظير هزينههاي سختافزار PC، هزينه طراحي اوليه و هزينه نگهداري بعدي از سيستم PMI، اما اين هزينهها با مزاياي آن جبران ميشود. ضمن اينكه افزايش سرعت عملياتي، ايمني و قابليت اطمينان كه به خاطر استفاده از PMI حاصل ميشود، ممكن است فوايد پنهان ديگري نيز در برداشته باشد.
كنترل از راه دور ايستگاهها و تجهيزات آن:
كنترل از راه دور ايستگاهها از دهه 1960 شروع شد و در حدود دهه 70، جايگزيني وسايل الكترومكانيكي با ابزارهاي نيمههادي در مرحله ابتدايي و مقدماتي بود.
يك طرح اتوماسيون پست، قبل از دهه 90 به طور معمول شامل سه ناحيه عملياتي اصلي بود: كنترل نظارتي و جمعآوري دادهها (Scada) كنترل پست شامل اندازهگيري و نمايش، حفاظت، نمايي از اين سيستم در جدول 1 ديده ميشود. تجهيزات اتوماسيون مورد استفاده در هر يك از نواحي به طور عمده شامل وسايل الكترومكانيكي نظير وسايل اندازهگيري، رلهها و وسايل حفاظت، زمانسنجها، شمارندهها و وسايل نمايش آنالوگ و ديجيتال بود. سيستمهاي آنالوگ و ديجيتال اطلاعات دراين سيستمها را در محل وسايل و يا روي پانلهاي مدل سيستم نمايش ميدهند. همچنين دراين پانلها سوئيچهاي الكترومكانيكي قرار داشت كه اپراتورهاي پست براي كنترل وسايل اوليه داخلي پست استفاده ميكردند. معمولاً براي نمايش تجهيزات مربوط به هر يك از سه ناحيه عمليات اصلي قسمتي از پانل كنترل اختصاص داده شده بود.
با ظهور ريزپردازندهها دردهه 70، شرايط عوض شد. سازندگان تجهيزات پستها جايگزيني وسايل الكترومكانيكي ساخت خود را با وسايل نيمههادي شروع كردند. اين وسايل مبتني بر ريزپردازنده كه بعداً در صنعت به وسايل الكترونيكي هوشمند (IED) معروف شدند، مزاياي چندي نسبت به وسايل قديمي داشتند. آنها قابليتهاي اضافي نظير تشخيص خطا،خود چك كردن توانايي ذخيره داده ها و ثبت وقايع، رابطهاي مخابراتي و واحد ورودي خروجي مجتمع با قابليت كنترل از راه دور داشتند. همچنين به خاطر اينكه چندين قابليت را ميتوان در يك IED فشرده ساخت،ميتوان وسايل جانبي را حذف كرد. براي مثال، وقتي IED به يك ترانسفورماتور ولتاژ و جريان در مدار وصل است. اين وسيله ميتواند همزمان وظيفه حفاظت، اندازهگيري و كنترل از راه دور را به عهده بگيرد.
از امتيازات جالب توجه IED قابليت اطمينان، راحتي نگهداري و سرعت مشكلدهي و پيكربندي سيستم است.
دهه 70 و اوايل دهه 80 كه اين وسايل عرضه شدند به خاطر شك و ترديد در موردقابليت اطمينان آنها و همچنين هزينه زياد، از آنها استقبال نشد. اما با كمتر شدن قيمت و پيشرفت در قابليت اطمينان و اضافه شدن قابليتها، آنها پذيرش بيشتري پيدا كردند.
در همين حال، شركتهاي برق جايگزين كردن PLC را به جاي رلههاي الكترومكانيكي (كه درمنطقه رلهاي و منطق كنترل حفاظت در تابلوهاي تجاري و معمول كنترل پستها به كار ميرفتند) شروع كردند. البته فروشندگان تجهيزات هنوز اين روند را متوقف نكردهاند.آنها همچنين زير سيستم رابط گرافيكي كاربر را گسترش دادند. به طوري كه اكنون روي يك سكوي كامپيوتري ارزان قيمت متكي به PC قابل اجراست.
اين سكوهاي گرافيكي براي برقراري يك رابط انسان ماشيني (PMI) پيشرفتهتر (نسبت به اندازهگيريهاي قديمي آنالوگ و صفحات نمايش ديجيتال) از واحدهاي كنترل از راه دور و PLC استفاده كردند. هر چه توابع و فعاليتهاي اتوماسيون پستها در يك دستگاه تنها فشردهتر مي شد، مفهوم يك IED گسترش مييافت.
اين كلمه هماكنون در مورد يك وسيله مبتني بر ريزپردازنده با يك درگاه ارتباطي (مخابراتي). كه همچنين شامل رلههاي حفاظت، اندازهگيريها، واحدهاي خروجي، PLCها، ثبتكننده ها ديجيتالي خطا و ثبتكننده ترتيب وقايع نيز ميشود، به كار ميرود.
گفتههاي گروهكاري:
IED اولين سطح فشردهسازي اتوماسيون است. اما حتي با استفاده گسترده از آن نيز تنها جزيرههايي از اتوماسيون در بين پستهاي مختلف پراكنده ميشوند. صرفهجويي بيشتر موقعي حاصل مي شود كه تمام IEDها در يك سيستم كنترل ايستگاههاي متمركز (ISCS) قرار گيرند. تحقق سيستمهاي كنترل كاملاً مجتمع، هزينههاي سيمكشي، تعمير و نگهداري، مخابراتي و عملياتي را كاهش و كيفيت برق و قابليت اطمينان سيستم را افزايش ميدهد.
اگر چه اين مزايا ارزشمند است اما مجتمع كردن سيستم اتوماسيون ايستگاهها (مثلاً در آمريكاي شمالي) پيشرفت كمي داشته است و دليل عمده آن اين است رابطهاي سختافزاري و پروتكلها براي IED استاندارد نيستند. تعداد پروتكلها برابر تعداد سازندگان وسايل و يا بلكه بيشتر، به خاطر اينكه توليدات يك كارخانه نيز اغلب پروتكلهاي مختلفي دارند.
يك راهحل براي اين مشكل نصب و برقراري يك gateway است كه به عنوان يك سختافزار ورابط پروتكل بين IED و يك شبكه عمل ميكند. gateway به شركت برق اجازه ميدهد تا با اجزاي يك شبكه و پروتكل ارتباطي مشترك، وسايل مختلف را با هم روي يك ايستگاه مجتمع كند. gateway به يك رابط فيزيكي بين IED و استانداردهاي الكتريكي شبكه و همچنين به يك مبدل پروتكل بين آنها است.
Gateway باعث ميشود تمام IEDها ازديدگاه شبكه مورد استفاده در پست، از نظر ارتباطي يكسان به نظر برسند. از آنجا كه براي هر IED يك نرمافزار نوشته شده اين وضعيت نرمافزار نيز كار را پيچيدهتر و مشكلتر كرده است. براي مثال ممكن است يك شركت بخواهد تعدادي رله حفاظت از نوع DEL، رلههاي حفاظت فيدر از نوع ABB، مانيتورهاي با كيفيت بالاي GE Multilim اندازهگيريهاي PML و يك PLC نوع Modicon را در سيستم كنترلي ايستگاهي خود مجتمع كند. رلههاي SEL براي ارتباط از يك فرمت ASCLL كه توسط SEL پشتيباني ميشود استفاده ميكند. رلههاي ABB و GE پروتكل ENP3.00 را مورد استفاده قرار ميدهند و اندازه گيري هاي PML نيز از همين پروتكل استفاده مي كنند. در حالي كه PLC براي ارتباط از پروكتل Modbus كه Modicon تهيه كرده است،استفاده مي كند. براي داشتن تمام اين IED ها و پروتكلهاي نامتجانس آنها روي يك سكوي كامپيوتري،استفاده از درگاه بهترين راه حل است.
درگاه نه تنها به عنوان يك رابطه بين لايه فيزيكي شبكه محلي و درگاههاي RS232/RS485 كه روي IED ها هستند عمل مي كند بلكه به عنوان يك مبدل پروكتل،پروكتلهاي خاص هر IED را (مانند SELDNP3.0 يا Modbus) به پروكتل استاندارد مورد استفاده شبكه محلي نصب شده ترجمه مي كنند.
درگاهها:
دو روش در استفاده از درگاه براي ارتباط دادن وسايل با شبكه ايستگاهي مورد توجه است. در يك روش براي وسيله هوشمند يك درگاه ارزان قيمت تك ارتباطي استفاده مي شود و در روش دوم از يك درگاه كه داراي چندين گذرگاه است براي ارتباط با چندين IED استفاده مي شود (شكل 1). اينكه كدام روش اقتصادي تر است به محل استقرار IED ها بستگي دارد. اگر آنها در يك محل مركزي جمع شده باشند روش استفاده از چند درگاه مطمئناً مناسبتر است.
يك مشكل ديگر كه هنگام مجتمع كردن IEDها بايد مورد توجه قرار گيرد پيكربندي تجهيزات است. تعداد زيادي از IEDها تنها يك درگاه ارتباطي دارند كه دو منظور را پشتيباني ميكند. يكي دريافت دادههاي گذشته و دادههاي زمان حاضر سيستم و ديگري خواندن و چندين كانال به صورت ترتيبي كار كند. اگر IDEها در تمام ايستگاه پخش شده باشند، هزينه كابلكشي ممكن است خيلي سنگين شود.
همبند شدن قسمتهاي منطقي و هماهنگ عمل كردن، به يك كابلكشي مخرب نياز دارد. چرا كه معمولاً وروديها به صورت سختافزاري به محلهاي مناسب وسيله متصل ميشوند. اين ارتباط ميتواند به صورت يك شبكه محلي (LAN) به عنوان يك نوع مسير ارتباطي خوب برقرار شود.
سرعت مسير ارتباطي براي انتقال اطلاعات حفاظت پست بايد بالا باشد (با زمان انتقال 2-4 ميليثانيه و اين مقدار اجباري است) يعني بدترين محدوديت قابل پيشبيني زمان انتقال منظور شود
براي جايگزيني و تعويض كابلكشي شبكه بايد قابليتهاي اضافهتري در مواجهه با تغييرات محيطي (فيزيكي و الكتريكي) و تاخير در پردازش و فراخواني داده و قابليت سنكرون شدن داشته باشد. سنكرون شدن در شبكههاي كنترل ايستگاهي، براي تحليل وقايع گذشته و تعيين ترتيب وقايع در يك سيستم حادثه ديده حياتي است. اما دقت در حد ميليثانيه كه مناسب اين نوع كارها باشد، به ندرت در پروتكلهاي شبكههاي سطح بالا پيشبيني شده است. اگر چه به نظر مي رسد به خاطر اين مشكلات استفاده از LAN روش خوبي نيست، اما به كمك ماهواره ميتوان به وسايل مورد نياز، سيگنال سنكرون كننده (زمان يكسان) ارسال كرد و مشكل سنكرون نبودن سيستم را برطرف كرد.
در سيستمهاي آينده مبتني بر استانداردهاي باز LAN دسترسي به قسمت سوم تجهيزات و مجموعههاي مهارتي آسانتر است. استفاده گستردهتر و معمولتر از استاندارد باعث مي شود تا قسمت سوم تجهيزات به سازگار بودن محصولاتشان با محصولات يكديگر مطمئن شوند و به عنوان آخرين مزيت، اين براي سرمايهگذاران اشتغال خوبي است كه به سادگي تجهيزات خود را با يكي از تجهيزات بزرگ موجود و پايهسازگار كنند.
جدا از بحث مربوط به نيازهاي يك شبكه، در حال حاضر دو شبكه استاندارد وجود دارد. حداقل آنها در بين شركتها و سازندگان آمريكا و اروپا بيشتر از همه مورد توجه هستند. اين دو عبارتاند از: اترنت و پروفيبوس. هيچكدام از آنها تمام نيازهاي پيشگفته را برآورده نميكنند، اما هر دو راهحلهاي تجاري خوبي هستند.
مزيت بزرگ، اترنت اين است كه سختافزار و امكانات آن را سازندگان زيادي عرضه ميكنند، از كاربردهاي چند لايه پشتيباني ميكند،كيفيت مناسب دارد پشتيباني پروتكل شبكه مطابق با استانداردهاي صنعتي و كميت ناچيز وسايل آزمايش است. اما مهمترين نقص آن براي استفاده در پست، طبيعت احتمالي و غيرقطعي است كه در نسخه استاندارد استفاده شده است (البته روشهايي براي رفع اين مشكل ابداع شده است)
از شبكه پروفيبوس براي فرآيندهاي صنعتي در اروپا خيلي وسيع استفاده ميشود و قطعي و غير احتمالي گزارش شده است. اما پروتكلهاي شبكه و لايههاي كاربردي تنها به استانداردهاي تعريف شده پروفيبوس محدود ميشود و تجهيزات و سختافزار اضافي آزمايش خيلي بيشتر از آنهايي است كه براي اترنت در دسترس است.
به فرض اينكه تمام مشكلات و مباحث مربوط به سختافزار IED، تكنولوژيهاي LAN و پروتكل IED و LAN حل شده باشد، سوال بعدي اين است كه تمام اين اطلاعات مجتمع را به چه روش اقتصادي و مناسبي براي اپراتور پست نمايش دهيم.
رابطهاي غيرمبهم مناسب كاربر:
رابطه انسان – ماشين (PMI) شايد مهمترين قسمت در كل ISCS باشد. از طريق اين رابط است كه اپراتور پست بايد كل پست را نظارت و كنترل كند.
دادهها بايد براي اپراتور با دقت و آشكار بيان شود. امكان خطا و يا ابهام نبايد وجود داشته باشد. چرا كه عمليات اپراتور روي تجهيزات سيستم مهم و حساس است، همان طور كه ايمني افراد اهميت دارد.
تكنولوژي انتخاب شده دراينجا PC است. PC يك مركز كامپيوتري قوي براي كاربردها فراهم ميكند. نرمافزارهاي گرافيكي براي ارتباط با كاربر PC را قادر ميكند كه به صورت يك وسيله پيشرفته نظارت و كنترل براي اپراتورهاي پست باقي بماند. كارتهاي شبكه زيادي براي ارتباط PC با شبكه LAN در دسترس است. همچنين محدوده انتخاب كامپيوترهاي قوي گسترده است. Pentium Pro, Pentium( و …)
در يك دستگاه كامپيوتري، نرمافزارهاي كنترل نظارتي و ثبت اطلاعات،داده هاي سيستم را از طريق اطلاعات،دادههاي سيستم را از طريق IEDهاي واصل به شبكه جمعآوري و در يك پايگاه داده مركزي ذخيره ميكند. سپس دادهها به راحتي توسط نرمافزارهاي كاربردي و رابطهاي گرافيكي در دسترس كاربر هستند. عمليات SCADA ميتواند هر دستور كنترلي اجرا شده به وسيله اپراتور را به IED مورد نظر بفرستد. در حال حاضر بسياري از نرمافزارهاي گرافيكي به اپراتورها كمك ميكنند تا كار نظارت و كنترل پستها را با راندمان بالايي انجام دهند. وضوح تصوير خوب و قابليت كامل گرافيكي بسياري از نرمافزارها به اپراتورها امكان ميدهد تا اطلاعات را به صورتهاي مختلف ببيند (به صورت جدولي، شماتيكي و يا هر نوع روش مناسب ديگر). حتي برخي بستههاي نرمافزاري قوي توانايي اين را دارند كه بسياري از فرآيندهاي داخل يك پست را با متحركسازي نمايش دهند. شكل 2 مروري سريع بر وضعيت يك پست اتوماسيون مجتمع را نشان ميدهد.
پيشرفت در اقتصادي شدن طرح:
طرح iscs كه از IEDها، LANها، پروتكلها، رابطهاي گرافيكي كاربران (PMI) و كامپيوترهاي ايستگاهي تشكيل شده، پايه و اساس پستها و ايستگاهها خودكار است.اما بلوكهاي ساختماني كاربردي (كه متشكل از نرمافزارهاي عملياتي و نگهداري است). باعث سوددهي و توليد نتايج مطلوب شده و سرمايهگذاري در يك iscs را توجيه ميكند.
كاربردهاي در دسترس يا در حال توليد امروزي كه باعث افزايش ظرفيت و سود سيستم ميشوند تحت عناوين زيرند:
• براي بازده عمليات: كاهش ولتاژ، كاهش VAR، متعادل كردن بار ترانسفورمرها و متعادل كردن بارفيدرها
• براي قابليت اطمينان عملياتي: تشخيص خطا، مجزا كردن خطا و اصلاح سيستم، مديريت بار، بارزدايي، كليدزني راكتور و خازن و انتقال بار.
• براي كاهش نگهداري: نظارت مدار شكنها، نظارت ترانسفورمرها، ضبط ديجيتالي خطاها و ضبط ترتيب وقايع
• نگهداري بر اساس پيشبيني به كمك قوانين
اين موارد آخري اگر چه هنوز يك تكنولوژي نوظهور است، اما قادر است آنقدر قابليت اطمينان سيستم را بالا ببرد كه به تنهايي سرمايهگذاري در يك iscs را از نظر اقتصادي توجيه كند.
لزوم وجود پشتيبان براي سيستم:
هر چه تعداد عمليات بيشتري بر روي يك سيستم تنها متمركز شود، اهميت قابليت اطمينان سيستم افزايش پيدا ميكند. براي مثال مشكلات كامپيوتر با قطع برق، ممكن است اجزايي از سيستم را به طور موقت از كار خارج كند. در يك طراحي خوب براي سيستمهاي كنترل مجتمع ايستگاهي بايد امكان خرابي تجهيزات سيستم را در نظر داشت و سيستمهاي كنترلي و نظارتي پشتيبان كافي قرار داد. بنابراين بايد همه تجهيزات و عملياتهاي مهم از پشتيبان برخوردار باشند. يك سيستم كنترل و حفاظت پشتيبان كه به عمليات سيستم كامپيوتري وابسته نباشد، بايد براي انجام عمليات مناسب وجود و سيستم براي قطع ناگهاني برق آمادگي داشته باشد.
بررسي ساير موانع:
در مجموع يك iscs از يك سكوي كامپيوتري پشتيباني ميكند تا تمام فعاليتهاي يك پست برق در يك سيستم منفرد هوشمند و خودكار مجتمع شود. شركتهاي هماهنگ با اين محيط رقابتي به چند فايده دست پيدا ميكنند. صرفهجويي در هزينههاي عمليات و نگهداري افزايش قابليت اطمنيان و معماري مدولار و قابل انعطاف كه در نتيجه به نيازهاي مشتري سريعتر پاسخ ميدهد و سرويسهاي مشتري بهتري فراهم ميكند.
با وجود اين قبل از پياده سازي اتوماسيون كامل پستها، مهندسان شركت با مشكلات چندي روبرو هستند. يك بررسي كه اخيراً شركت تحقيقي نيوتن – ايوان انجام داده است اين موارد را به ترتيب اهميت و اندازه به صورت زير فهرست ميكند.
توجيهي نبودن كامل درستي پروژه، كمبود نقدينگي، عدم اعتقاد مديريت به فلسفه كار، كمبود مهارت مورد نياز در شركت، نبود تكنولوژي مناسب و اهميت هزينههاي تغييرات مورد نياز سيستم براي بعضي از مديران. معمولاً دو مانع اول وابسته هستند،به اين معني كه سرمايهگذاري موقعي انجام ميشود كه بتوان ثابت كرد نسبت سود به هزينه مثبت است. اما در شركتهاي كوچك شده امروزي پيدا كردن وقت و منابع مالي كافي براي توجيه اين كار بسيار سخت است. به خصوص اگر دانش داخلي مجموعه ناكافي باشد. دراين حالت تعدادي از مشاوران فني كار آزموده ميتوانند درطرح و توسعه يك پروژه معقول و گويا كمك كنند. همچنين برخي از سازندگان رده اول تجهيزات اتوماسيون پستها ميتوانند از نظر دانش فني نيز به خريداران براي توجيه و نصب سيستم كمك كنند.
مطالعه وضعيت اتوماسيون پستها در چند شركت برق
الف) شركت «انرژي استراليا»
اين شركتها بزرگترين شركت خدمات انرژي در استراليا است و يك پنجم نياز انرژي برق استراليا راتامين ميكند. در حال حاضر اين شركت، شش سيستم اتوماسيون پست مبتني بر صفحه نمايش دارد و سه پست ديگر از اين نوع در دست اقدام دارد. سه شركت سازنده اين سيستمها را پشتيباني ميكنند و اولين نمونه در سال 1993 فروخته شده است.
قبل از كامپيوتري كردن سيستم از يك تابلوي كنترل تركيبي (CCB) استفاده ميشد كه تمام قسمتهاي نمايش و كنترل بر روي آن سوار ميشد. بعضي از اين تابلوها از قسمتهاي كنترلي كوچكتر تشكيل ميشد كه براي تعمير قابل جابهجايي بود و برخي از آنها از تابلوهاي ثابت تشكيل ميشد. در هر دو صورت هزينه طراحي، ساخت وتعمير و نگهداري آنها بالا بود. درانرژي استراليا از چهار نمونه CCB استفاده شده بود.
در طرحي كه از RTUهاي پراكنده در سيستم استفاده مي شود، اگر چه RTUهاي اضافي و شبكه ارتباط به همراه آن يك هزينه اضافي است، اما اطلاعات اضافي كه از سيستم به دست ميآيد نظير عملكرد رلهها، خود نظارتي و ثبت خطاها جبران اين هزينه اضافي را ميكند. يك نمونه سيستم اتوماسيون در شكل 3 ديده ميشود.
در طراحي اتوماسيون پستها قوانين زير توسط «انرژي استراليا» به كار گرفته شده است.
• سيمكشي براي سيستم اتوماسيون بايدحداقل ممكن باشد. يعني به طور معمول يك RTU ساده و ارزان قيمت درداخل تابلو قرار ميگيرد و به يك يا دو وسيله يا تابلوي ديگر وصل مي شود، يا حداكثر به پنج رله هوشمند محلي متصل به bus وصل مي شود.
• تعداد صفحه رابط با كاربرد معمولاً دو تا نيست، اما طرح به گونهاي است كه صفحه نمايش ميتواند توسط هر يك از SMUها استفاده شود.
• عمليات اتوماسيون براي هر كار عملياتي مناسب با سطح همان كار انجام ميشود.
اين قوانين ثابت نيستند، اما بر اساس پارامترهاي زير به صورت قابل انعطاف اعمال مي شوند:
• اهميت ايستگاه
• تجهيزات و امكانات فيزيكي موجود
• تكنولوژي قابل دسترسي
يكي از فوايد سيستم PMI نسبت به سيستم CCB براي شركت انرژي استراليا اين بود كه هزينه آن كمتر از نصف هزينه يك سيستم مشابه CCB بود.
با تركيب برخي وسايل براي PMI يك پشتيبان قرار ميدهند (چرا كه در صورت خرابي PMI كار عملياتي براي اپراتور روي تجهيزات كليدزني خطرناك خواهد بود). مثلاً از تابلوي mimic به عنوان پشتيبان استفاده مي شود.
سيستمهاي نمايش PMI معمولاً دوگانه نبوده بلكه منفرد است، چون قابليت اطمينان آنها بالا است و در ضمن به طور دايم استفاده نميشود و در ساعات غيرضروري خاموش هستند.
ب) شركت «قدرت الكتريكي آمريكا»
قدرت الكتريكي آمريكا (AEP) در كلمبوواهايو تشكيل شده ودر هفت ايالت، با جمعيت حدود هفت ميليون نفر، فعاليت دارد. AEP تا سال 1997 ده سيستم اتوماسيون ايستگاهي نصب شده است.
فوايد مشاهده شده در اتوماسيون پستها كه شامل PMI هستند عبارتند از:
• كاهش هزينه به خاطر كاهش تجهيزات و فضاي ساختماني
• كمتر شدن هزينه طراحي و نگهداري
• بيشتر شدن انعطاف و توان عمليات سيستم: آرايش PMI به راحتي ميتواند به گونهاي انتخاب شود كه دادههاي عملياتي را در فرمتهاي مختلف بيان كند يا با ديگر دادهها تركيب كند.
• تمركز اطلاعات: دادههاي سيستم در يك محل قرار ميگيرد و استفاده از آنها را براي عمليات ساده ميكند.
در AEP ميتوان حدود 20% كاهش هزينه در سيستم كنترل و حفاظت يك پست توزيع را نشان داد. بيشترين صرفهجويي از حذف تابلوهاي كنترل ناشي شده است.
از روش مجتمع كردن اتوماسيون سيستم به طور وسيع استفاده شده است تا بسياري از فاكتورهاي هزينهاي مانند ساخت و نصب و نگهداري درازمدت سيستم كنترل ايستگاه كاهش داده شود.
تقريباً پنج رله هوشمند (بسته به اندازه ايستگاه) نيازهاي عملياتي در يك ايستگاه توزيع را انجام ميدهند (اندازهگيري، اخطارها، حفاظت، كنترل و SCADA). اين رلهها به وسيله يك شبكه محلي و از طيق Modbus بر پايه پروتكل ارتباطي به يكديگر وصل هستند.
ايستگاههاي كامپيوتري رابطهاي اوليه اي تهيه ديدهاند تا اطلاعات در يك روش معمول وسازماندهي شده بيان شوند. نمايشگرهاي رلهاي پشتيباني براي سيستم كنترل و نمايش ايستگاه كامپيوتري است. هر قسمت از اطلاعات در دسترس روي ايستگاه PMI در قسمت جلوي يك IED نيز دردسترس است. اين روش براي پيدا كردن اطلاعات كمي سختتر است و به اندازه سيستم گرافيكي مورد استقبال نيست.
IED هاي مورد استفاده قابل برنامهريزي هستند. IED رابط كاربر AEP را به گونهاي طراحي كرده است كه اجازه تغيير موقعيت سوئيچهاي كنترل را ميدهد. رابط كنترلي IED به سادگي استفاده از ايستگاه فرعي PMI نيست، اما AEP اعتقاد دارد كه اين روش ميتواند به عنوان يك كنترل پشتيبان در صورت از دست رفتن ايستگاه فرعي PMI عمل كند.
ج) شركت ComEd آمريكا
اين شركت چهارمين شركت بزرگ برق در آمريكا است. طرح اتوماسيون پستها تنها روي دو پست جديد اجرا شده و براي بعضي پستها در دست انجام است. در اين شركت يك پروژه جديد به منظور جمعآوري دادههاي بادقت بالا (جهت حفاظت و تحليل جريان خطا) تعريف شده است. اگرچه (به عنوان قسمتي از شبكه WAN) كارهاي نظارت و كنترل از طريق مركز كنترل انجام ميشود اما حفاظت سيستم به پروژه اتوماسيون واگذار نشده است.
ComEd كنترلهاي محلي تجهيزات را برنداشته و آنها در زمان خرابي سيستم اتوماسيون پست به عنوان پشتيبان عمل ميكنند.
رابط WAN براي ComEd كاربرد اصلي را دارد. اين شبكه اجازه ميدهد تا هر يك از محلهاي كامپيوتري بتواند اطلاعات خود را بامحل ديگر مبادله كند و در نتيجه امكان كاربرد اتوماسيون توزيع را فراهم كند. همچنين اين مساله در سطوح بالاتر باعث مجتمعتر شدن بين اپراتور محلي و مركزي ميشود.
اخيراً يك آزمايشگاه كاري ايجاد شده است تا تغييرات نرمافزاري قبل از نصب آن روي ايستگاه كامپيوتري، آزمايش شود.
مزایای پست های DCS :
مهمترین مزایای پست های DCS عبارتنداز:
1- کمک به روند خصوصی سازی صنعت برق: به دلیل سهولت دسترسی و تبادل کلیه اطلاعات پست و فراهم شدن امکان مدیریت بهینه تر شبکه برق و کوتاه شدن زمان و دفعات خاموشی ها
2- کاهش در تجهیزات پست: با وجود تجهیزات نیومریک نوین نیازی به تابلوهای اسکادا، ثبات حادثه و خطا، تابلوهای اینترفیس، اندازه گیری و کنترل سنتی نیست
3- کاهش در هزینه های بهره برداری: به دلیل توانمندی تجهیزات نیومریک نوین، امکان شناسایی سریع خطا و محل آن (Self Cheking) جریان ردیابی نرم افزاری لاجیک پست و امکان انجام مانورهای پیچیده فراهم شده است
4- کاهش هزینه های نگهداری: به دلیل اینکه عیب یابی و رفع آن سریعتر انجام می شود و تعمیر و نگهداری تجهیزات نیومریک در کل راحت تر است
5- كاهش هزينه هاي نصب: استفاده از فيبر نوري بجاي سيم مسي برای ارتباط تجهيزات كنترل و حفاظت موجود در BCR تا اتاق كنترل مركزي، موجب كاهش زمان نصب و هزينه هاي مربوطه مي شود. حذف برخي از تجهيزات ( مطابق آيتم شماره 2 ) نيز موجب كاهش زمان و هزينه هاي نصب مي شود. همچنين به دليل اينكه حجم عظيمي از بخش توسعه را با تغييرات نرم افزاري سيستم DCS انجام مي شود، هزينه توسعه پست نيز كاهش مي يابد
6- قابلیت ارسال سیگنال های الارم و ایونت در حجم زیاد
7- قابلیت ذخیره و آرشیو سیگنال ها به مدت طولانی
8- قابلیت تغییر SETTING رله ها از اطاق کنترل مرکزی توسط رابط انسان و ماشین یا (HUMMAN MACHIN INTERFACE) HMI : منظور مانیتور و صفحه کلید و تجهیزات در مفهوم عام است
9- امکان عملیات مهندسی برروی سیستم حتی موقع کار سیستم
10- امكان ايجاد يك مركز كنترل و كنترل چند پست از يك محل
11- امكان ايجاد چند سطح دسترسي كه باعث بالا رفتن قابليت اطمينان و پايداري سيستم DCS مي شود
معایب و مشکلات پست های DCS
علیرغم قابلیت ها و ویژگی های بارز سیستم DCS، هنگام استفاده از آن با مشکلاتی روبرو خواهیم بود. مهمترین آنها عبارتنداز:
- کم بودن متخصص ( طراح، مشاور، بهره بردار ): با توجه به نوپا بودن سیستم DCS در صنعت برق و همچنین پیچیدگی ویژگی های این سیستم، نیروی متخصص نسبتاً کمی در این زمینه وجود دارد.
- بيگانه بودن اپراتورها نسبت به سيستم DCS و عادت داشتن به سيستم قديمي: به دليل اينكه پست های مرسوم (CONVENTIONAL ) سال هاي زيادي است كه در حال بهره برداري هستند، مي توان گفت بهره بردار با اين سيستم ها عادت کرده و با چگونگي عملكرد آن آشنايي كافي دارد. از طرفي تجهيزات سيستم DCS از ماهيت ميكروپروسسوري برخوردارند و داراي دو جنبه سخت اقزار و نرم افزاري هستند كه از لحاظ قابليت و نحوه عملكرد و نوع ارتباط با ساير تجهيزات پست از مبحثي كاملاً جديد برخوردارند. از اينرو با تجهيزات پست های مرسوم كاملاً متفاوت هستند. لذا با قاطعيت مي توان گفت كه براي بهره برداري از پست های DCS گذراندن دوره هاي آموزشي و كسب دانش سيستم DCS امري كاملاً واضح است.
- ناهماهنگی در به روز شدن سیستم برق از جمله دیسپاچینگ: با توجه به اینکه تجهیزات پست ها ارتباطات وسیعی با مراکز دیسپاچینگ دارند، در صورت استفاده از سیستم DCS که از لحاظ ارتباط با پست های بالادست و مراکز دیسپاچینگ از تکنولوژی نوین برخوردار است، لازمه برقراری این ارتباط این است که در سیستم دیسپاچینگ پست ها نیز تجهیزات هماهنگ با سیستم DCS بوجود آید.
- عدم هماهنگي بين سازندگان تجهيزات نيومريك مختلف: سيستم هاي اتوماسيون پست توسط سه دسته از شركت ها ساخته مي شوند. نخست شرکت هایي هستند كه از دير باز سازنده تجهيزات فشارقوي بوده و در زمينه اتوماسيون صنعتي و اسكاداي برق نيز داراي سابقه كار هستند. دسته دوم شرکت هایي هستند كه سازنده تجهيزات فشار قوي نبوده، اما در زمينه اسكاداي برق و ارتباطات بين شركتي با سازندگان تجهيزات فشار قوي داراي سابقه زيادي هستند. دسته سوم شامل شرکت هایي است كه از صنعت اسكاداي گاز و آب و اتوماسيون پروسه هاي صنعتي، در زمينه پست نيز فعال شده اند. بنابراين با محدوده وسيعي از سيستم هاي اتوماسيون پست با قيمت هاي متفاوت روبرو هستيم. سيستم هاي فوق از لحاظ نرم افزار، سخت افزار ( تجمع يا عدم تجمع تجهيزات كنترلي در يك IED )، پروتكل هاي ارتباطي و مخابراتي، توپولوژي (آرايش شبكه اي تجهيزات ) و … با يكديگر متفاوتند. شرکت های پيشگام در زمينه اتوماسيون پست عبارتند از: ABB، SIEMENS، AREVA، GE، ARTECHE و VATECH. برخي از شرکت های فوق در زمينه اتوماسيون ساختارهاي مختلفي را ارائه مي نمايند. بطور مثال شركت SIEMENS سيستم هاي SINAUT-LSA، SICAMPAS و … را ارائه نموده است. اين امر مشكلاتي را از لحاظ بهره برداري، تعمير و نگهداري و ارتباط بين پست ها را بوجود آورده است.
- نياز به طراح متخصص براي هرگونه تغيير يا توسعه در سيستم: به دلیل قدمت اندك اين تكنولوژي در كشورمان، بدون شك يكي از مهمترين مشكلات سيستم هاي DCS اين است كه دانش تخصصي آن را فقط در معدود شرکت هایي مي توان يافت. چنانچه مجبور به تغيير يا توسعه اي در شبكه انتقال باشيم، به علت اينكه ارتباطات بالادست، تنظيمات كنترلي و حفاظتي دستخوش تغيير خواهند شد و از اين لحاظ مي بايد در ارتباطات نرم افزاري و سخت افزاري سيستم DCS تغييراتي بوجود آيد، لذا به دليل پيچيدگي كار چنين امري بدون حضور متخصصين امر تقريباً محال است و حتي در مواردي حضور كارشناسان و متخصصان خارجي اين سيستم ها احساس مي شود. شرکت های برق منطقه اي در اين زمينه داراي نقطه ضعف هستند و به همين دليل برخي اوقات رفع مشكل پيش آمده در سيستم DCS روزها و هفته ها به طول مي انجامد و از لحاظ پايداري شبكه و فروش برق شرکت های برق متحمل خسارت هايي مي شوند.
- عدم ماندگاري افراد متخصص در شرکت های برق: با ورود تكنولوژي DCS، شرکت های برق مجبورند افرادي را به منظور بهره برداري و نگهداري سيستم به نحو مطلوب و با صرف هزينه هاي زيادي آموزش دهند. افرادي كه اين مهارتها را كسب مي کنند، به دليل آنچه كه پيشتر در خصوص كمبود نيروي متخصص گفته شد اين امكان به وجود مي آيد كه با حقوق و مزاياي بيشتر جذب شرکت های خصوصي شوند و اين موضوع در دراز مدت ممكن است به يك مشكل بزرگ تبديل شود. (نمونه بارز اين موضوع برخي از پرسنلي هستند كه در پست DCS نيروگاه گازي آبادان آموزش ديده اند. )
فیبر نوری و علت استفاده از آن در سیستم هایDCS :
یکی دیگر از کابلهای مورد استفاده در شبکه های کامپیوتری کابل فیبر نوری می باشد که در این کابل به جای استفاده از فلز از شیشه برای انتقال داده ها استفاده میشود . که این شیشه را داخل غلافی از جنس پلاستیک قرار میدهند و از ژل به عنوان محافظ فیبر در اطراف آن استفاده می شود که برای کار در محیط های خطرناک و در مقابل ضربات مکانیکی آن را مقاوم میکنند.
علت استفاده از فیبر نوری در این سیستم آن است که میدان مغناطیسی روی آنها اثر نمی گذارد و دارای سرعت بالا برای انتقال داده ها می باشد و تضعیف سیگنال در آنها کم است . این کابل توانایی انتقال داده در یک جهت را دارد و برای دریافت و ارسال اطلاعات باید از دو رشته مجزا استفاده کرد.
صفحات کاربری که برروی مانیتور وجود دارد عبارتند از :
این صفحه دارای ویژگی های زیر است:
الف- صفحه:( substation overview)
1- در این صفحه نمای تک خطی پست و ارتباط تجهیزات وجود دارد.
2- وضعیت بازو بسته بودن کلید ها مشخص است .
3- تجهیزات و خطوط برقدار و بی برق به رنگهای مختلف نمایش داده شده .
4- قابلیت دسترسی سریع به صفحات دیگر
5- پارامترها و مقادیر اندازه گیری شده نیز وجود دارد.
6- فرمان قطع و وصل کلیدهای مختلف در این پنجره انجام می شود که با کلیک کردن بر روی کلید موردنظر میتوان کلید را باز و بسته کرد.
ب) صفحه event : که تمامی حوادث مهم و غیر مهم در آن ثبت و ضبط می شود که این حوادث شامل تمام آلارم ها، خطاها، مانورها، و تغییر وضعیت کلید ها و حتی خاموش و روشن کردن مانیتور نیز می شود . و زمان حادثه، محل حادثه و نوع حادثه را نمایش میدهد . و قابلیت ضبط این اطلاعات برای زمان طولانی را دارد.
ج) صفحه alarm : که فقط حوادث خیلی مهم در آن ثبت و ضبط می شود . نظیر قطع ترانس و خطوط و کلید ها. این صفحه همانندصفحه event زمان و محل و نوع حادثه را نمایش میدهد و قابلیت ضبط این اطلاعات را برای زمان طولانی دارد .
د) صفحه inter lock : بعضی اوقات با فرمان دادن به یک کلید جهت باز یا بسته کردن آن. کلید مورد نظر فرمان نمی گیرد و یک منو ظاهر می شود که نشان از وجود اینترلاک در مسیر کلید دارد . با کلیک کردن بر روی این منو صفحه ای باز می شود به نام صفحه inter lock که در آن تمامی اینترلاک های موجود بر سر راه کلید مورد نظر نوشته شده که در ابتدا به رنگ قرمز است و پس از برطرف شدن به رنگ سبز در می آید و زمانی که همگی اینترلاک ها به رنگ سبز در آید کلید قابلیت فرمان پیدا می کند.
این صفحه به منظور جلوگیری از اشتباهات اپراتور در حین قطع و وصل کلید در نظر گرفته شده است.
